درباره نویسنده
آمِد حقانی
نمیگم تنهام ، چون تو با منی و می خونی اندیشه هامو و اگر خوب بود پخش می کنی تو همه جا . نمیگم با من بمون ، چون موندن کاهل می کنه انسان رو . میگم بخون ، تا بدونی چی می خوام بگم . میگم بیا ، تا بشنوی حرف تازه هامو .
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٢
  • اردیبهشت ٩٢
  • فروردین ٩٢
  • اسفند ٩۱
  • بهمن ٩۱
  • دی ٩۱
  • آذر ٩۱
  • آبان ٩۱
  • مهر ٩۱
  • شهریور ٩۱
  • امرداد ٩۱
  • تیر ٩۱
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
کدهای اضافی کاربر



Page Ranking Tool
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل
به جهنم افکار خوش آمدید دوستان
کلاس بچه گی
نویسنده: آمِد حقانی - چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٢

آدمها وقتی بزرگ میشوند شاید کم و بیش بعضی از رفتارهای کودکیشان را به اسم فراموش کنند اما در حس و حال آن دلبستگی همچون کودکی خود هستند که شاید رنگ و لعابش کمتر شده باشه اما همان حس هنوز درونشان زنده است . و این یعنی تازه گی انسان .

کودک کودکیم می نویسد :

اون زمان که کوچولو بودم یکی از اسباب بازی هام یه کامیون و یه تراکتوری بود ، که رنگ و لعاب دوست داشتنی ای داشتند و زمانیکه روزهای آدینه یا هر تعطیلی دیگه ای که به بهانه ای اعم از مهمانی ، پیک نیک و.... ازشون دور بودم دلم بدجور هواشون رو می کرد .

کودک امروزم می نویسد :

امروز همان حس کودکی درونم شعله زد و " بودن " ت را طلب کرد .

در گوشیم خواندم :

دوستی برایم اس ام اس یا همان پیامکی فرستاده بود با این مضمون :

" نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت : (( پسرم ! یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز ، یک زمستان ، را دیدی . از این پس همه چیز جهان تکراریست جز مهربانی .

کودک فردایم می دانم می گوید :

دست مریزاد به تو که هیچ چیزی برای من کم نگذاشتی .

نقطه ، تمام نمی شود .....

نظرات ()



کلاس امروز
نویسنده: آمِد حقانی - سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

وقتی شیر آب ظرفشویی بخاطر خرابی واشر مغزی درونش هرچند ثانیه چکه می کند . ظرفی را که دسمالی درونش گذاشته شده برای جلوگیری از صدایی که از چکه چکه کردن قطره های آب بوجود می آید ، در زیر شیر قرار میدهیم . و اینگونه است که .....

یک نوشت :

گاهی دلها هم چکه می کنند ظرفی باشیم که درونمان دستمالی باشد تا شاید آکوستیک کنیم صدای دلی را ولی مرهمی باشیم برای هق هق ها .

دو نوشت :

برای چکه نکردن دل هر چند وقت یکبار یه بازبینی ای کنید راهای ورودی و خروجی به دل رو .

سه نوشت :

امروز هم سقف آسمون طهرون چکه چکه بود .

چهار نوشت :

بعضی ظرفها که زیر شیر خرابی که چکه می کنه گذاشتیم ، خیلی زود پر میشن ، اما بعضی ظرفها با همه ی کوچکیشون هیچوقت پر نمیشن .

پنج نوشت :

دل زمین از همون ظرفاییه که هیچوقت پر نمیشه .

شش نوشت :

ببار باران ، پاک کن زمینی را که از آدمهایی که فقط نام انسان را همچو قاطری که گاری ای را یدک می کشند .

هفت نوشت :

این سالها این بیت شعر خیلی نزدیک زندگی ماها شده :

هرچه بگندد نمکش می زنند / وای به روزی که بگندد نمک

هشت نوشت :

بی غیرت اونه که مرامش با عملش یکی نیست . و این روزها چقدر از این نوع آدمها می بینم . حیف تف که بندازم توی صورتتون .

نه نوشت :

صدای بارون

میاد دوباره

هوای کوچه ها

تورو یادم میاره

ده نوشت :

این پست فقط خط خطی های ذهنم بود که در وسعت گسترده ای از همه ی زوایا که میشه به جامعه ی پر از کثافط نگاه کرد ، نوشته شده بود و هیچ ارزش دیگری ندارد .

زییییییییییینگ ( زنگ آخر‌ )

نظرات ()



بهترین وبلاگ کدومه
نویسنده: آمِد حقانی - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢

پرشین بلاگ

باشگاه هواداران پرشین بلاگ با حمایت پرشین بلاگ با برگزاری یک نظرسنجی  اقدام به انتخاب بهترین وبلاگ از دیدگاه وبلاگ نویسان کرده است.
به گزارش روابط عمومی باشگاه هواداران پرشین بلاگ شرکت دراین نظر سنجی برای عموم آزاد است
و شرکت کنندگان میتوانند پنج وبلاگ برتر را انتخاب نمایند .
آخرین زمان شرکت در این نظرسنجی بیست و سوم خرداد ماه سال جاری میباشد.
برای شرکت در این نظر سنجی به آدرس  vote.persianweblog.com مراجعه کنید.
شایان ذکر است که وبلاگ هایی که مسدود و یا مغایر با قوانین جمهوری اسلامی باشند از این نظر سنجی حذف خواهند شد .
گفتنیست از ده وبلاگ برتر در این نظر سنجی در مراسم جشن تولد پرشین بلاگ تقدیر خواهد شد .

برای کسب اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه نمایید


نظرات ()



سه شنبه نوشت ، پ.ن چهارشنبه ای .
نویسنده: آمِد حقانی - چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢

گاهی درها بسته می شود ، شاید اینگونه باشد که دری بسته شد ، نوری گسسته شد ، و هوای تازه ای کم شد . 

در بسته شد ، اما اکسیژن از کوچکترین قسمتهای در عبور کرد و توانست نفسی بخشد بر جانی که نیازش اکسیژنی بود که از آن در عبور میکرد .

چه در باز باشد چه نباشد ، در خانه دلت همیشه باز است و همین امیدیست برای بودن .

پ.ن :

بسته شد خانه ات که خانه ام بود اما می دانم صاحب قصری هستم به وسعت دنیا و آن قلب توست .

پ.ن :

بستنی معجون کاله ، دبل چاکلت دومینو ، نسکافه نمیدونم چی چی رو آزمایش کنید ، واقعن خوشمزست .

پ.ن :

بهترین ها شاید اونایی نباشن که هر روز می بینیدشون ، اما یه کسایی هستند که شاید هیچوقت نبینیدشون اما بقدری هواتو دارن حتی با آرزوهای خوبشون که خود خدا بخاطر خوب بودن اونا هوای آدم رو داره و دلیل این هوا داشتن خدا هم اینه که چون اون خوبا با ما هستند به احترام اونا از ما میگذره .

پ.ن :

امروز هم گذشت . منتظر فردایی هستیم که می آید .

پ.ن :

لحظاتتون پر از یاد دوست .

نظرات ()



دزد بازار شعر
نویسنده: آمِد حقانی - سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢

دزد بازار شعر

 

ابیات  سرودهّ  مرا پس بدهید

مضمون ربودهّ  مرا پس بدهید

هر واژهّ آن پاره ای از جسم من است

لطفا دل و رودهّ مرا پس بدهید!

***

دستی به تطاولی گشودیم که چه؟!

مضمونی از این وآن ربودیم که چه؟!

یک عمر بدون اینکه شاعر باشیم

بیش از همه شاعران سرودیم که چه؟!

*** 

بی سرقت از این و آن سرودن سخته!

هر واژه ما ز شاعری بدبخته!

ای کاش پلیس ۱۱۰ می آمد

می کرد دکان شعر ما را تخته!

*** 

استاد سخن نگشت تا دزد نشد

تا دزد نزد به دزد ، شادزد نشد

با قافلهّ شعر رفاقت ننمود

آن کس که نهان شریک با دزد نشد! 

*** 

از پیشهّ شعر چون نمی یابی مزد

پس آنچه میسر است بردار و بدزد

و آن گاه که دیگران خبردار شدند

فریاد بزن: بگیرش...ای دزد ای دزد!!

*** 

تنها نه نگین ز دست جم می دزدند

هر چه برسد، ز بیش و کم می دزدند

یک مشت خیال خام و یک مشت دروغ

چیزی ست که شاعران ز هم می دزدند!

  

محمدرضا ترکی

نظرات ()



خدا کند ....
نویسنده: آمِد حقانی - دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٢


می خورد دیگر نه


می شود تقلب کرد ونه می شود سرکسی


را کلاه گذاشت.


آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش


از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.

آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال


سختی بود ،سوالی که بیش از یک بار


نمی توان به آن پاسخ داد.

خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد،


روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جزء خوبها
بنویسند.



خدا کند حواسمان بوده باشد وزنگهای تفریح


آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات


یادمان رفته باشد.

خدا کند که دفتر زندگیمان را جلد کرده باشیم


وبدانیم دنیا چرک نویسی بیش نیست

 

منبع : نامعلوم

نظرات ()



کلاویه های سیاه و سفید
نویسنده: آمِد حقانی - یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٢

کارگردان فیلم از همان ابتدا که نام فیلم بر پرده شکل میگیرد به ببیننده این نکته را متذکر می شود که با فیلم متفاوتی از یک درام ساده روبه رو است . نام فیلم "برف روی کاجها " و فیلم بصورت "سیاه و سفید" فیلمبرداری شده و به نوعی تضاد در داستان به نظر تکراری اما با شخصیت پردازی و بازی بدون نقص بازیگرانش توانسته این تضاد را در جای جای فیلم به بیننده نشان دهد .

داستان خیانت علی ( بابازی حسین پاکدل ) به همسرش رویا ( با بازی تحسین برانگیز مهناز افشار) که از غیبت شاگرد پیانوی رویا و پیگیری رویا برای مطلع شدن از غیبت شاگردش ، شکل می گیرد ، درامی را در پیش رو می گذارد که شاید داستانش که همان خیانت است برای بیننده تکراری باشد اما پیمان معادی ( کارگردان فیلم ) توانسته با شخصیت پردازی خوب و کلید گذاری داستان و پیوند دادن نکته های ریز داستان ، روایتی بی چون و چرا را بدون حتی دمده شدن رمزگشایی داستان، داستان را به پیش ببرد .

شاید در اغلب فیلمهایی با محوریت داستان های اجتماعی که در اغلب آنها شخصیتهای داستانی غیر اصلی به نوعی با ورود به داستان ، داستان را رمز گشایی می کنند ، اما در این فیلم پیمان معادی که علاوه بر کارگردانی ، نویسندگی این فیلم را نیز بر عهده داشته و با تجربه از فیلمهای قبلی اعم از : نویسندۀ فیلم هایی چون"آوازقو"(79)، "کما"(82) و"کافه ستاره"(84) و همچنین بازیگرفیلم های"دربارۀالی"(87)، "جدایی نادرازسیمین" (89)- که به خاطر ایفای نقش"نادر"در آن، خرس طلایی بهترین بازیگر مرد برلین را برد- و همچنین "خشکسالی و دروغ"(90) ،که خود نویسنده گی آن را برعهده داشته ، نشان دهنده این است که معادی درام را می داند و از تکرار در داستان هم بدور است و همین باعث شده که سیاه و سفید بودن فیلم بیننده را خسته نکند و بیننده را برای دنبال کردن داستان به دنبال خود بکشاند .

برف روی کاجها

نکته ای که حائز اهمیت در این فیلم است این موارد می تواند باشد ، که توانسته در کنار داستان و کارگردانی فیلم نقش مهمی را ایفا کند :

موسیقی کارن همایون فر که هنرمندانه از نوای پیانو استفاده کرده و به نوعی ساز پیانو ساز برتر موسیقی متن بوده است .انتخاب هوشمندانه پیانو بخاطر نوای آرامشبخشش سیاهی و سفیدی فیلم و داستان خاکستری رنگش و شخصیت های داستان اعم از نقش اول ها و نقش مکمل ها مثل نریمان (صابراَبر) ، پرهام (زانیار خسروی) ، حسن معجونی (دکتر دندانپزشک و دوست علی ) ، ویشکا آسایش ( همسر دکتر دندانپزشک و دوست رویا ) و.... که هرکدام به نوعی درگیر مشکلات شخصی هستند ، با نوایش این کسلی و خستگی بصری فیلم را دور کند .

تدوین فیلم هم که وقتی اسم سپیده عبدالوهاب در آن باشد باید گفت که اگر فیلمی هم قابل دیدن نباشد و آنرا به سپیده عبدالوهاب سپرده شود ، شما با فیلمی رو به رو می شوید که هیچ نقصی از نظر تدوین حتی در کسر از ثانیه در آن فیلم وجود ندارد .نماهای انتخاب شده در بریده بریده شدن ها ، کات زدن ها ، و.... همه نشان از تدوینی دارد که فقط باید گفت دست مریزاد .

در مورد فیلمبرداری محمود کلاری هم که جزو صاحب سبک در عرصه فیلمبرداری می باشد . انتخاب خوب در صحنه هایی که دوربین روی دست که چند سالی در فیلمهای اجتماعی ما بعد از فیلم "مهمان مامان" به نوعی اپیدمی شد در فیلمهای اجتماعی ، جالب این است که از این نوع فیلمبرداری به تکرار نیفتاد . همراه شدن نریمان با رویا بعد از نان خریدن که در صحنه ای که رویا برای رفتن به آنطرف کوچه از نریمانی که گرم صحبت شده و راه راست می رود در اینجا دوربین با مکث کوتاهی که دارد یکدفعه در پی رویا می رود که در همین حین دیالوگ نریمان گفته می شود که ااا از اونور و این نشان می دهد که حتی دوربین هم در خلق صحنه سازی فیلم نقش پررنگی دارد و محمود کلاری باز هم از این مسئولیت ، تمام عیار بیرون آمده است .

انتخاب لباس و دکور هم بخاطر سیاه و سفید بودن فیلمبرداری نقش بسزایی در روند داستان داشته است .بخصوص لباس های رویا که هنرمندیست که درونی پر تلاطم دارد حال آنکه از بیرون به نظر پر از آرامش است اما انتخاب لباسها این نوع دگرگونی را کامل مشهود می سازد .بخصوص از لباسهای کاموایی که بصورت گرمایی برای بیرون رفتن استفاده می کند .

ختم داستان هم مثل همیشه بر اساس سینمای ما مثبت است ، اما ختم این داستان با زیرکی پیمان معادی و هوشمندانه با آنکه مثبت تمام می شود باید گفت که هیچگونه کلیشه وار مثل دیگر فیلمها تمام نشد .

باید به پیمان معادی تبریک گفت به چند دلیل :

داستان بدون نقصش ، کارگردانی و بخصوص بازی کشیدن از بازیگرانش حتی بازیگر های چند ثانیه ایش ، عوامل انتخابی کاربلد ، که همه اینها پازلی شدند برای جور شدن پازلی به اسم " برف روی کاجها "

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »