آدمها وقتی بزرگ میشوند شاید کم و بیش بعضی از رفتارهای کودکیشان را به اسم فراموش کنند اما در حس و حال آن دلبستگی همچون کودکی خود هستند که شاید رنگ و لعابش کمتر شده باشه اما همان حس هنوز درونشان زنده است . و این یعنی تازه گی انسان .
کودک کودکیم می نویسد :
اون زمان که کوچولو بودم یکی از اسباب بازی هام یه کامیون و یه تراکتوری بود ، که رنگ و لعاب دوست داشتنی ای داشتند و زمانیکه روزهای آدینه یا هر تعطیلی دیگه ای که به بهانه ای اعم از مهمانی ، پیک نیک و.... ازشون دور بودم دلم بدجور هواشون رو می کرد .
کودک امروزم می نویسد :
امروز همان حس کودکی درونم شعله زد و " بودن " ت را طلب کرد .
در گوشیم خواندم :
دوستی برایم اس ام اس یا همان پیامکی فرستاده بود با این مضمون :
" نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت : (( پسرم ! یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز ، یک زمستان ، را دیدی . از این پس همه چیز جهان تکراریست جز مهربانی .
کودک فردایم می دانم می گوید :
دست مریزاد به تو که هیچ چیزی برای من کم نگذاشتی .
نقطه ، تمام نمی شود .....


