شب ، داخلی ، ساعت 21 ، سر سفره غذا

 

فرزند به پدر :

 

بابا دیروز که داشتم از مدرسه غیر انتفاعیم به سمت خونمون (آجودانیه ) میومدم ، یک خودروی ملی که دو پسر فشن غربزده ( از همونهایی که شبیه داداشند که تو بهشون می گی خشن ) توش بودند برام مزاحمت ایجاد کردند ...

 

پدر به فرزند : باشه فرزند فردا یه کاری می کنم تا دهنشون ....

 

فردای همان روز ، خارجی ، ساعت شروع به کار پدر (ساعت 10 ) ، توی اداره ی ...

 

جلسه فوق العاده از طرف پدر با کلیه کارکنانی که مثل خود پدر رابطه های زیادی دارند در اداره مزبور .

 

اقراد حاضر ئر جلسه اصلا پدر را نمی شناسند . چون تا به حال وی هیچ ترددی در اداره نداشته و همه ساعات دوران کاری را در دفتر مجهز خود و یا در ماموریت ( مسافرت و گردش خودمان ) بوده .

 

پدر رو به حاضران در جلسه : امروز باید با این ناهنجاریهای اجتماعی مقابله کنیم تا امنیت اجتماعی بر قرار شود . طبق آمار گرفته شده %99.5 از مردم با این طرح موافقند ، باید یه فکری کرد . همینطور بودجه ای به این طرح اختصاص یابد تا طرح به نحو احسن اجرا شود .

 

یک هفته بعد از فردای همان روز ، داخلی ، ساعت 21 ، سر سفره یا میز غذا

 

فرزند به پدر : پدر مگه قرار نبود برام دیشب یه ماشین بخری ؟! آخه همه همشاگردیهام ماشین دارند حتی بچه های کلاسهای پایین تر هم ماشینهای خارجی دارند . مگه من چیم از اونا کمتره 

 

فردای همان یک هفته بعد از فردای همان روز ، خارجی ، ساعت 10 ، بنگاه معاملات ماشین اتو مجتبی

 

فردای فردای همان یک هفته بعد از فردای همان روز ، خارجی ، ساعت 6 ، استدیو خبر بامدادی

 

گوینده خبر ( فکر کنم خانم ..... بود ) : به گزارش رسیده از شبکه خبری العربی ، مجلس و دولت ایران طرحی را برای کاهش آلودگی هوای تهران از هفته آینده به اجرا در می آید اسم طرح زوج و فرد پلاک خودروهاست .

 

شب فردای فردای همان یک هفته بعد از فردای همان روز ، داخلی ، ساعت 21 ، سر میز غذا

 

فرزند به پدر ، پدر من چیکار کنم ، نمره آخر پلاک B.M.Wام یکه (البته بر اساس تفکر نویسنده که چون ماشین یکه نمره آخر پلاک را هم یک قرار داده است و این کار قطعا از روی عمد بوده ) ، روزهای زوج چیکار کنم ؟!

 

پدر به فرزند : باشه فرزند یه کاری می کنم .

 

فردای شب فردای فردای همان یک هفته بعد از فردای همان روز ، خارجی ، ساعت 10 ، توی اداره نیست بلکه همان بنگاه ماشین اتو مجتبی معروف

 

فردای  فردای شب فردای فردای همان یک هفته بعد از فردای همان روز ، خارجی ، دفتر تحریره روزنامه ( فرقی نمی کنه چه روزنامه ای ، فقط و فقط روزنامه باشه  ) ، ساعت 4

 

خبرنگار همان روزنامه که فرقی نمی کنه چی باشه : بعلت آلودگی بیش از حد آلودگی هوای تهران ، طرح جدیدی با عنوان طرح کارت بنزین خودرو از طرف دولت ومجلس به اجرا در می آید .

 

شب فردای  فردای شب فردای فردای همان یک هفته بعد از فردای همان روز ، داخلی ، سر میز 8 نفره غذا ، همان خانواده 2 نفری پدر و فرزند

 

فرزند به پدر : پدر ما چیکار کنیم با این طرح های اجق وجق شما ، آخه با سهمیه بندی و اینجور حرفها من تا مدرسه هم نمی تونم با ماشینم برم ؟! حالا من چیکار کنم ؟!

 

پدر به فرزند : فعلا صبر کن تا طرح مون رو به مرحله اجرا در بیاوریم تا ببینم برای تو چیکار کنم .

 

در همین جا پدر فرزند را در آغوش می گیرد و موسیقی LOVE شروع می شود  و می گوید : عزیزم این طرحها که مال تو نیست . تو جون بخواه فردا مهیا می کنم .