این ایمیل رو بخونید تا بگم جریان چیه : " البته من این میل را که ناقص رسیده  و بعلت نامفهوم بودن و داشتن غلط زیاد املایی و دستور زبانی آنرا بر اساس شناختی که از فرستنده ایمیل دارم نوشتم . "

(( چرا جهنم افکار را به تقلید از گروه معروف u2 برای وبلاگت انتخاب کردی ، همانطور که نوشتن از آقایان الهی قمیشی و دکتر علی شریعتی به مانند هم می باشد و افکار به تقلید نادیده از همان هاست . ))

 

                                                                                از طرف حسام ، صادق ، روح الله ، سهیل ، حسین ، سروش

 

 

اول از اینجا شروع کنیم که غرض ورزی با اندیشه ای که قبولش داری از خیانت هم بدتر است . (( جمله از خودم بود . ))

همیشه عنوان یا اسم یا هر پیامی که مختص شرکت یا گروه یا موسسه یا سایت یا وبلاگ (  که مورد انتقاد همین وبلاگ بوده  ) و یا هر چیز دیگر که برچسب شده و معرف آن مورد خاص می باشد ، بر اساس سلیقه و خصوصا بینش و عقاید صاحب آن موضوع  می باشد .

مثلا روزنامه همشهری که یکی از معروفترین و پرتیراژترین روزنامه ایران عزیزمون است ، اسمش بر اساس سلیقه و بینش کسی یا کسانی بوده که بخاطر نوع طرز فکرشان نام همشهری را بر آن نهاده اند ، که اگر من یا شما جای این افراد بودیم شاید اسم و عنوان دیگری برای آن انتخاب می کردیم . کهشاید این نام ممکن است از نظر من نوعی خیلی سطحی و پیش پا افتاده باشد . چون همه میدونیم که خدا همه انسانها را با سلایق متفاوت آفریده هست حتی دو نوزاد دوقلو را .

اما واقعیت آن است که پشت این اسم آرا و عقاید زیادی وجود دارد .

یه مثال دیگه بگم تا منظور حرفامو کامل متوجه شوید .

در تبلیغات تلویزیونی محصولی را تبلیغ می کردند که اسمش بود (( محصولات آرایشی و بهداشتی دپی )) که زمانیکه تبلیغات خود رو شروع  کرده بود همه به غیر از دوستانی که بعلت معلومات خود و یا اهل آنجا بودند می گفتند که دپی یعنی چی ؟! برداشتن یک اسم خارجی گذاشتند تا محصولاتشون فروش رود و از این حرفای خاله زنکی .

اما بعد از مدتی در تبلیغاتشون معلوم شد که ، بابا این دپی نام محلی است در یکی از استانهای کشور . و لا غیر .

پس نباید ما پیش داوری کنیم ، ( البته در همه موارد زندگی )

حالا این دوستان نمی دونند علت اینکه من عنوان وبلاگم را جهنم افکار گذاشته ام چیست !؟ خودشان بریدندد و دوختند و تن کردن و حتی نذاشتند بزارند ما هم نیم نگاهی به آن داشته باشیم . و خودشان نظریه دادند که من از فلان گروه آنرا برداشتم . ( جالب اینه که بدونید من خودم صاحب سبکم . هم تو این و هم تو اون )

حالا اگر این دوستان که ادعا می کنند موسیقی شناسی یا آشنایی با موسیقی ، فقط و فقط از دانستن نام و اسم گروه است و با دانستن این موارد به موسیقی اشراف کامل دارند ، سخت در اشتباهند و من ثابت می کنم که از روی چند اسم که هیچ ربطی به هم ندارد و آنها را فقط به هم متصل کرده اند و خواستند ایراد از من را از طریق عنوان وبلاگم بگیرند ، و مانند مثل شیرین قدیمی پارسی که : طرف را توی ده راه نمی دادند ، سذاغ خانه کدخدا را می گرفت .

حالا بریم سر اصل مطلب که : اول اینکه گروه U2 گروهی است که تولدش آنچنان زیاد نیست . و اگر هم باشد آشنایی موسیقی گوش کنان حرفه ای در ایران هم زیاد نبوده است . ( نگاه کنید به مافیای موسیقی در ایران ) چون گروه U2 حدود چند سالیست که فقط به لطف اسم وکاست دوم یا سوم خود بصورت قلیل در ایران معرفی شد .که در آن موقع هم به صورت خیلی کم .

 

و عده ای که در آن پروسه زمانی می خواستند خود را از بقیه بالاتر نشان دهند و ادای روشنفکری در بیاورند ، آنها را به صورت خدای موسیقی معرفی و تبلیغ کردند . البته اینرا منکر نمی شوم که گروه U2 گروه نسبتا خوب و موفقی است که پله های ترقی را خوب  و هر روز پخته تر از قبل طی می کند . خصوصا حدود 3 یا 4 سال پیش در جشنواره موسیقی ، گرمی ، که جایزه اش گرامافون طلاییست جوایز خوبی را در بهترین کلیپ و بهترین ترانه درو کردند .

 

دومین دلیل من این است که اگر این دوستان به کلیه ی متن ترانه های این گروه مراجعه کنند ( البته ترجمه شده اش را )، می بینند که در کلیه ترانه های این گروه ، یکبار هم از کلمه (( جهنم افکار )) نام برده نشده است . فقط در آلبوم سال 2002 یا 2001 این گروه که به بازار آمد ، در ترانه دوم این آلبوم با نام (( فرار از خانه )) یکبار کلمه ی ((جهنم )) بکار برده شده است . که در هیچ جای این کره خاکی از زمان آدم تا الان نیامده و گفته نشده است که من نمی توانم از یک کلمه ای که همه استفاده می کنند من استفاده نکنم .

سومین دلیل من این است که عنوان وبلاگم چه ربطی به الهی قمشه ای یا شریعتی دارد . اگر شما متوجه شدید به من هم بگویید که هم ثواب دنیوی دارد و هم ثواب اخروی .

فقط چون من بعضی مواقع از صحبتهای این دو ( قمشه ای و شریعتی ) در صحبتهام استفاده کرده ام به این موارد متهم شده ام . مگر همه ما اینطور نیستیم که از ارا و نظرات و پند ها و ... بزرگان استفاده می کنیم !؟

البته منکر این نمی شوم  که عده ای برای نشان دادن ادای روشنفکری خود را به یکی از صاحبان علم می چسبانند ، در صورتیکه وی طبلیست توخالی  .

چهارم اینکه هر کس خود می داند چیست ! البته از اهل فن کمک گرفتن عار نیست نه از اهل ...

بله هر کس خود می داند ک چیست ، آیا سر پیکان نشسته ؟! آیا هنوز در چله نشسته ؟! آیا به هدف رسیده ؟! و آیاهای دیگر...

پس به خوم میگم ، من هر موقع خواستم از کسی یا چیزی  انتقاد کنم سه چیز را به یاد داشته باشم ، اول اینکه در مورد اون مبحث قابل نقد اطلاعات داشته باشم نه اطلاعات ناقص و شنیده شده ، دوم اینکه در انتقاد هیچ غرض ورزی قبلی نداشته باشم و علی وار به موضوع نگاه کنم و سوم اینکه برای به ثبت رسوندن رای خود اسم دیگران را به دروغ پای انتقادم نگذارم که بگویم آری نظر من درست است و همه با من متف القول هستند ، شاید من برم و به ترتیب از همون دوستایی که اسمشون پای میلت میاد بپرسم که واقعا همینطوره و اونها هم با تعجب اظهار بی اطلاعی کنند.

در پایان اگر خواننده مطلبم که در مورد خودت هست میخونی ( حسام ) بدون من بدون غرض ورزی نوشتم حتی حاضرم رو در رو با همون کسایی که اسمشون رو آوردی به عنوان داور بشینند و من و تو با هم در مورد همین مسایل بحث کنیم . البته اگر دوست داشته باشی !!!!!!!!