اگر گذری اجمالی به کارهای گذشته مهران مدیری داشته باشید از اولین کارش ساعت خوش تا آخرینش شبهای برره می بینیم که اگر چشمانمان را ببندیم تا تیتراژ مجموعه ها را نبینیم تا اسم دست اندر کاران مجموعه را نبینیم تا از روی مجموعه حدس بزنیم که کارگردانش چه کسی است ؟!

این قول را میدهم که نه تنها اسم کارگردان را بلکه اسم راننده وانتی را که وسائل دکور زنی را آورده می توانید حدس بزنید.

یکی از دلیلهای اصلی این مشکل این است که شخصیت سازی در کارهای مدیری از نوع خاصی است ،( نمی خواهم در مقام قضاوت بنشینم که بگویم خوب است یا بد .اصلا این چند سطر برای بازنگری افکار خودم می باشد .)

مدیری بر اساس طرز تفکرش که در پی می آید همیشه نقشهای مکمل را به قدری خوب به بار می نشاند که نقش اول مجموعه هایش که معمولا خودش بازی می کند حالت مکمل به خود می گیرد.

البته این مورد را نگذارید بابت فروتنی آقای مدیری .

یکی دیگر از روشهای مدیری این است که : دیالوگهای خوب و دسته اول ، ختم شدن یا شروع شدن داستان از شخص اول مجموعه با بازی خودش ، یا به دست گرفتن عوامل نقشهای دیگر در دست خود ( یعنی در هر داستان از مجموعه هایش نقش خود را محوری می کند . یا به زبان دیگر سفارش نقش می دهد .)

از بازی خوب گرفتن و تواناییهای دیگر بازیگران ، همیشه به نفع نقش خود استفاده می کند .مثلا در همین شبهای برره بازی خوب نظام دو برره را نگاه کنید تا منظورم را متوجه شوید .

این کارهای مدیری خاص خودش می باشد تا هم داستان را به شکل زیبایی جلو برد و هم به نظرم اون غرور جالب مدیری که همیشه دوست دارد از بقیه بازیگرها سر تر باشد باعث پر بیننده تر شدن برنامه هایش می باشد.

البته از دیگر روشهایش غافل نشویم ، مانند استفاده کردن از تیکه ها و نوع صحبت های مد شده در جامعه البته از نوع تلوزیونیش ، دست گذاشتن روی نبض خواسته های مردم ( خندیدن ) و از این جور کارها .

یاز موفقیتهای مجموعه اش نیز این می باشد که وقتی یکی از مجموعه هایش مورد استقبال عمومی قرار می گیرد ( البته همه مجموعه هایش مورد اقبال عمومی قرار گرفته است ) در اوج آن مجموعه را به پایان

می رساند .

نه مثل مهران غفوریان که اشتباه بزرگی را در کل دوران هنری خود مرتکب شد .( زیر آسمان شهر )

همین تیز هوشیهای مدیری باعث شده که کلیه مجموعه هایش پر بیننده باشد.

ولی در قبال این تیز هوشیها در بعضی موارد از طنز به یکباره به هجو کشیده می شود ، از او واقعا بعید است که مرز طنز و هجو را نداند ، یا میداند و در کوچه علی چپ گذر می کند یا نمیداند و به روش آزمون و خطا دوران رنسانس عمل میکند .

در کل در ایران خنداندن مردم واقعا سخت تر از گریاندنشان است ، آیا خنداندن مردم و پر بیننده بودن برنامه ای ملاک خوبی برای خوب بودن آن برنامه می باشد یا نه ؟؟؟؟