بدرقه

 

زن همسایه ، از سر دلسوزی ، تا سر کوچه

 

پیرزن ، به رسم دیرین ، تا دم در ،

 

اما مردی  که دستم را گرفته  است

 

تا گور همراهم خواهد آمد

 

در کنار کپه خاک نرم و سیاه  سرزمینم

 

خواهد ایستاد

 

تنها در این جهان

 

بلند و بلندتر فریاد خواهد زد

 

اما صدای من ، مثل همیشه به او نخواهد رسید .

 

         ((از کتاب خاطره ای در درونم است نوشته آنا آخماتورا ترجمه احمد پوری ))