میان کلاس ( بر وزن میان وعده )

شخصی به اسم آنتوان از اوکران به روی سن دعوت شد و پشت میکروفن و ترانه بوی عیدی فرهاد مهراد را خواند و بقدری برایم لذتبخش  بود که گویی لالایی بود .

لالایی از این نگاه که یک خارجی ترانه ای از یک خواننده رو می خونه برامون که خیلی از ایرانی ها نمی شناسن ، خواننده بزرگی که بخاطر یکسری ندانم کاری ها که فکر میکردند با به گوشه کشاندنش می توانند از خاطر هنردوستان پاک کنندش، نه تنها نتوانستند بلکه محبوبتر هم شد تا جایی که یک خارجی بقدری تسلط در بازخوانی ترانه دارد که گویی ترانه ایست جهانی .

که البته فرهاد بخاطر هنرش و صدای خاص خودش و موسیقی جهانیش که برای ترانه هایش انتخاب میکرد اورا خواننده جهانی کرده است .

می خواهم این را برایتان مثال بزنم که خواننده و موزیسین که کارهای زیادی شاید در حد آلبوم های فراوان و کمپانی های پخش کننده بزرگ و ابرقدرت می توانند یک خواننده شاید در حد صفر را جهانی کنند اما فرهاد با چند آلبوم و بدون حمایت کمپانی بزرگ ، فقط و فقط بواسطه هنر ذاتی اش و ذوق هنریش توانسته تا اوکراین نفوذ پیدا کند ( اوکراین را که مثال می زنم دلیلش بخاطر موضوع این پست هیت وگرنه اهالی هنر میدانند که فرهاد فراتر از مرزهاست .

یک نکته جالب ومشمئز کننده که از زمان نوجوانیم که فرهاد گوش میدادم به یاد دارم این است که فرهاد گوش کردن به نوعی برای یک عده کافه نشین تین ایجری که پک زدن به سیگار هم بلد نیستند و فقط ادای آن را در می آورند و خودرا در لابه لای موج قهوه خفه می کنند  و مزه گس روشنفکری را فقط مزه مزه می کنند و تفی می اندازند بر زیر میز و صدا و سیمایی که فقط در ماه پایانی سال به لیس زدن سی دی های مناسبتی می پردازد تا تفی که بر سی دی زده خش های آن را پر کند  تا لحظاتی تایم برنامه پر شود با صدای یک ترانه که دوخط ترانه آن را فیلتر کرده و به گوش شنونده ای می فرستند که یقین به حرف از صددرصد شنونده نودو هشت در صد نه می دانند کیست می خواند و نه میدانند موزیسینش کیست و نه ترانه را و فقط به به و چه چه می کنند که بوی عیدی میده ترانه .

آنتوان رفیق اوکراینی ما خانه ات آباد ، حنجره ات طلا ، دمت همیشه گرم ،که جلا دادی روان را با یادی از فرهاد مهراد که در وطنش غریبه ترین بود .

 

روحت شاد فرهاد که زمزمه هایت بوی همان گل محمدی را میداد در لابه لای کوچه های طهرون از صدای تو جان گرفت .

فیلم را دانلود کنید و ببینید .

 

/ 6 نظر / 54 بازدید
ننه صدرا

خیلی اتفاقی (چون مشتری دایم برنامه خندوانه نیستم)اون برنامه رو دیدم و خیلی حس خوبی به من دست دادم یک خارجی با تمام حسش اون رو می خوند.احسنت بر رامبد. اگه اشتباه نکنم گنجشکک اشی مشی رو هم ایشون خوندن.من فقط همین دوتا اثار رو گوش کردم .ولی انقدر پر احساس می خونه که تو تک و توک خواننده پیدا میشه . توصیف صدا و سیما(لیس زدن سی دی ها ..)منو خیلی خندون.ولی راست می گین. توصیف توهم روشن فکری هم عین حقیقت بود.من با خودم صادقم چیزی که رو بلد نیستم کتمانش نمی کنم و با شجاعت میگم بلد نیستم ولی خب بعضیا همین مدلی هستن دیگه ...

سید حسین

سلام من تازه با وبلاگ شما آشنا شدم ممنون از این وبلاگ زیبا و پر محتواتون چند روزه که خیلی تو وبلاگتون دور دور میکنم بازم ممنون/شاد و موفق باشید

هانیه

خیلی خوب نوشتید.لذت بردم.راستش منم اون شب احساس غرور کردم که یه فرد خارجی داره یکی از شعرای اصیل ایرانیو اونقد زیبا میخونه[لبخند]

موج

واقعا فرهاد بینظیر بود روحش شاد . من این برنامه را ندیدم ولی دوستان چون از علاقه من به فرهاد خبر دارن کلیپش را برایم فرستادم منهم مثل شما خوشحال شدم که یک هنر دوست اکراینی این ترانه را زمزمه میکند .ولی صدای فرهاد چیز دیگری است وقتی گوش میدهی هنوزهم هم به یاد کوچه پس کوچه های پر درخت شانزده اذر و دوران دانشجویی یادش بخیر

انسان

[تعجب]وا!!!معلوم که فرهاد خواننده را میشناسیم...تازه بوی عیدی خیلی دلنشینه...کسی بگه فرهاد را نمیشناسد دروغ گفته... سلام...امروز وقت کردم کامل نوشته را خوانندم...واقعاجالب نوشته بودید...من هیچ وقت خندوانه را نمی بینم...از رامبد خوشم نمیاد رفتارش کاذبه...ولی هر موقع کسی خونه مون باشد بخواد ببیندمن هم مجبور به دیدن میشم..اگرمجریش کسی دیگه بود میدیدم..