من ، تو ، جاده ... جاده ، تو ، من

لبخندت از درگاه درب ،

خستگی را می ربود از تن ،

در شگفتم از این جاده ها ،

از یاد نمی برد یاد تورا

پ.ن:

(همین الان تک تک کلمات بر اساس واقعیت ، به ذهن رسید و بدون اینکه نگارشی در آن از نظر دستوری و قافیه ای و ... شود بدون هیچ کم و کاستی در این پست گذاشته شد . اگر از نظر اصول ادبی موردی داشت بگذارید به حساب دلنوشته بودن آن . )

/ 5 نظر / 15 بازدید
ننه صدرا

بد نبود.بهرحال شعر فی البداهه بود [لبخند] بعضی وقتا یه متن هایی می نویسی من فکر می کنم اونا قشنگتر از شعرهای شماست.[لبخند]

سحر

به به عالی بود[گل]

گاهنامه

دلنوشته هایی که اتفاقی جاری می شوند ، یک چیزهایی دارد که شبیه حقیقت است.... درود.....[گل]