چراغ نامه

گاهی لبریزم ، لبریز از آنچه که نیستم ، و خطی می کشم بر سرنوشت ، تا نویسم قصه را  از سر نوشت . 

بارانم ، باران در این اتاق تیره . ابریم ، ابری در این روز آفتابی  بی مهتاب .

قرصی شو همچو آرامبخشی که روانم را هیچ می کند در خط سفید این جاده .

کلمات را گم کرده ام بر تاروپود این ساز شکسته ، زخمه ای بزن بر این تن خسته .

راه را دریاب . راه بیراهه ایست در ناکجاآباد سرنوشت ، کاش میشد می نوشت از این سرنوشت .

خارم ، خاری غلطتان  بر کویری پر از نبودن تو ، سرابی هستی بر اقامتگاه جاده ، که هنوز امیدم بر فانوسیست که گذاشته ای بر جاده .

می روم نه برای رسیدن چون گاهی رفتنم همان ماندنم است ...

کاریکاتور

/ 9 نظر / 12 بازدید
وحید53

باید رفت حتی اگر مترسکی کاشته شده در زمین بود

حانیه

سلام دوست عزیز میدونستی شاهکاری؟؟! اگه اونجایی که دریاره خودت نوشتی چون خیلیییییی قشنگه . وبتم عالیه مرسی

زردالو

شعرت خیلی زیبا بود :) فقط زخمه رو فکر کنم با فعل زدن میارن نه کشیدن ;) شاد باشی [گل]

سمانه

چیری که شما گفتی کلا اشتباه بود . [لبخند]

ننه صدرا

پر ااز یاس ونامیدی بود.ولی قشنگ بود

حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] سلام دوست گرامي. [گل] ضمن تبريک ولادت با سعادت امام زمان(ع) خدمت شما؛[گل] اين پيام، کارت دعوتيست محضر شما عزيز. خوشحال خواهم شد در کلبه خود در خدمت شما باشم. مطمئنا «مطالب متنوع وبلاگ»، که پاسخگوي بسياري سوالات ذهني شماست، مطلوب شما قرار خواهد گرفت. @@ چرا گناهکاران ثروتمند هستند؟[گل] @@ چرا امام زمان(علیه‏ السلام) را «قائم» مى‌‌نامند؟[گل] @@ در «رجعت»؛ چه کسانی با ظهور امام عصر(عج) به دنیا باز می‌‌گردند؟[گل] [گل] منتظر حضور و البته «نظرات ارزشمند» شما گرامي هستم.[گل] موفق و منصور باشيد. http://bia2mofid.persianblog.ir [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]