منش و اخلاق کاری

در هفته قبل برای رفتن به عروسی یکی از بستگان ، خواهرم از من خواست اتومبیلش را به کارواش ببرم ، بخاطر کمبود وقت و کمی طولانی بودن کارواشی که بخاطر نوع رفتار و خماتی که می دهند مورد پسند بنده هست نشد بروم و به این علت به کارواشی که دو کوچه پایین تر از خانه مان قرار دارد مراجعه کردم .

کارمندی که نوبت شسشوی اتومبیل من به او افتاده بود ، بصورت گوسفند وار بیایی گفت که منظورش در جای مورد نظر او اتومبیل را قرار دهم که شستشو را شروع کند ، بعد از تهیه فیش که کارمند فروش هم آدم محترمی ! بود جواب سلام را چنان سربالا جواب داد که وقت اومدن از در بیرونطوری رفتار کردم که انگار چنین شخصی رو ندیده ام .

خلاصه کارمند شروع کرد به شستن اتومبیل و خیلی غیر حرفه ای آبپاش را روی ماشین می پاشید که بهش تذکر دادم که اینطور شستنت پدر رنگ اتومبیل را در می آورد و باز این کارمند نمونه مثل اون حیوان مفید کله ای تکان داد و باز یابویی کار خودش را کرد .

که رفتم به همون آقای محترم ! گوشزد کردم که این وضع شستن نیست که با لحن تمسخرآمیزی گفت اگر بلدی برو بشور ، که نه گذاشتم و نه برداشتم گفتم اگر می خواستم بشورم خودم میشستم و نمیاوردم پول به تو بدم که اینطوری کنی . رفتم سریع سوار شدم و گفتم نشور و دنده عقب گرفتم که لفظی بگو مگویی شد بین من و کارکنان این کارواش درپیتی و جالب اینه که دوتا مشتری دیگه هم بودند تا دیدن اینطوری شده اونا هم شروع کردن به اعتراض .

بعد با معذرت خواهی وبه نوعی غلط کردن مارو راضی کردن که ادامه شستشو انجام شود . بخاطر عجله ای که داشتم قبول کردم و شستن رو شروع کردن . بعد از یکدست شستن یکدفعه دیدم میگه آقا بیا ماشین رو بردار ببر اونور خشک کنیم . بهش گفتم باید دو دست شسته بشه پول یامفت که نیست هر غلطی دلتون می خواد کنید و باز دوباره جرو بحث شروع شد .اما اینبار چون خواهرم گفته بود زود بیا و بخاطر فوت نشدن وقت گفتم ایراد نداره و اتومبیل رو بردم قسمت دیگر برای خشک کردن .

 

خشک کردن هم که مانند چند مرحله قبل افتضاح که وقتی بیرون اومدم هنوز لکه های آب بر روی بدنه بود . اما همه این داستان ها را بگذارید کنار آخر داستان جالب هست و اون اینکه خشک کردن تموم شده کارمند مربوطه میگه انعام ما یادت نره ، بهش میگم انعام برای کدوم کار خوشگلت که انجام دادی بدم بچه پرو ، بعد دستمو سمت لکه های آب انداختم میگم اینا چیه ؟ بعد میگه خشک میشه ، بعد بخاطر اینکه سریع ریخت مزخرفشو از جلوی چشمام دور کنم یه دوهزار تومانی بهش دادم و جای دستت درد نکنه میگه این چیه کمه بعد گفتم همینه که برکت نداره نونتون و هر روز گشنه تر از روز قبلیت که در قبال بخشش ، چشم دارید و جای خدا برکت گفتنتون دندون اسب پیشکش رو می شمارید .

/ 9 نظر / 11 بازدید
ننه صدرا

فکر کنم منم هر مراجعه کننده رو به شکل اسکناس می بینم ![ناراحت] حالا خوبه باز شما اعتراض می کنی حداقل یکم حس بهتری بدست میاری انقدر بدترش برای من پیش اومده!

م

سلام دوست عزيز وقتي خوندم به جهنم افكار خوش آمديد گفتم وا يني چي وقتي مطلبتو خوندم ديدم چه اسم هماهنگي انتخاب كردي البته اينا واسه اينه كه دنياي قشنگ دور و ورمونو خيلي وقته از برو رو انداختيم خودمون با دستاي خودمون و اون وقت غر غر زدن شده بخشي از وجودمون روحيه شكرگذاري و عشق و شوق وصالو و حسهاي ناب زندگي هم كه كشك البته خودم رو هم عرض مي كنم

م

چه کسی میگوید که گرانی شده است دوره ی ارزانیست دل ربودن ارزان دل شکستن ارزان دوستی ارزانست دشمنیها ارزان تن عریان ارزان آبرو قیمت یک تکه ی نان و دروغ از همه چیز ارزانتر قیمت عشق چقدر کم شده است کمتر از آب روان و چه تخفیف بزرگی خورده ست قیمت هر انسان

سهیلا(کاتارسیس)

یک طرف قضیه کسانی هستند که به حق خود قانع نیستند و انعام می گیرند، یک طرف قضیه هم کسانی هستند که انعام می دهند و با این کار فرد انعام گیرنده رو شرطی می کنند.

سو

یادتونه یه پست داشتم اون قدیماراجع به کارگرقالیشویی که چنان بخاطرانعام من وناراحت کردکه هیچوقت ازذهنم خارج نمیشه من فقط همون مبلغی که توخونه داشتم دادم واون شروع کردبه ناله ونفرین[دلشکسته]

[دست][دست]

تا ما آدمها نخواهیم که اصلاح بشیم وضع مملکت همین جوری میمونه .دوره دوره قاپیدن و کلاه سر هم گذاشتن شده و بعد توی جمع با خوشحالی و شور وشعف از تقلبها و کارهای بدشون به زرنگی یاد میکنند

zahir

آره واقعا بعضیاشون یه جوری سر انعام چونه میزنن که انگار اتحادیشون واسه انعام تعرفه گذاشته

مهسا

سلام دوست عزیزم وب زیبایی داری خوشخال میشم به وبلاگ من هم سربزنی اگه مایل بودی و قابل دونستی تبادل لینک کنیم[گل]