وقتی به یک مرد مبتلا شدم

ممنون از دوست نویسنده ام (چون چیزی در مورد آوردن اسمشان در نقدم نگفته ام ایشان را اینطور صدا کردم ، چون داستان را به من دادند تا بخوانم و نظرم را بدهم ) بعد از چندین سال که از داستان های عامه پسند چیزی نخوانده بودم و بواسطه این دوست عزیز که مرا قابل دانستن برای خواندن و نظر دادن باید بگویم داستان زیبایی بود بخصوص انتخاب اسم ، آرزوی سلامتی و قلمی پرجوهر برای نوشتن .

/ 2 نظر / 12 بازدید
سو

من بعنوان خاله نویسنده تمام قددرمقابل شماسرتعظیم فرودمیارم بنظرمنم خیلی خوب نوشته بودنه اینکه خالش باشم چون رمان زیادخوندم نوشته شوکه باچندتاازاون رمانهامقایسه می کتم واقعاارزش خوندن ووقت گذاشتن وداشت من به شدت بهش توصیه کردم که چاپش کنه البته خب ماخونوادگی هموجوراستعداددرم[نیشخند]