نوشته ای بر شکم

بعضی از موارد در زندگی انسان جزو نیازهای اساسی  بشمار می رود که غذا خوردن یکی از این نیازهاست که بشر از بدو ورودش به زمین به این نیاز  و چگونگی رفع آن کارهای زیادی را در پیش گرفت و هنوز تا هنوز این سیر تکاملی در زندگی هر انسانی نمود پیدا می کند .

در زندگی پر از حرکت عصر تکنولوژی رفع این نیاز البته با در نظر گرفتن مرغوبیت ، مسئله مهمی برای انسان شده است که با در نظر گرفتن موارد پیرامونی اعم از کیفیت ، مواد تشکیل دهنده ، چگونگی پخت ، لذیذ بودن ، و... غذای خود را انتخاب می کند . و استفاده از غذاهایی که در بیرون طبخ می شود مانند رستورانها ، سالن های غذاخوری ، ساندویچی ها و مراکز دیگر که کارشان تهیه غذا می باشد بی ردخور جزو لاینفک زندگی این روزهای دنیای ماشینی شده است .

چگونگی انتخاب یک مرکز طبخ غذا موارد مختلفی دارد مثل تبلیغات مختلف مثل تراکت ، تیزر ، دهان به دهان و... اما نکته اصلی در انتخاب یک چنین محلهای خوب ، یکمین ( اولین سابق ) موردش می تواند تجربه شخصی باشد که این تجربه شامل مواردی اعم از کیفیت خوب غذا ، متفاوت بودن نوع طبخ و همچنین افزودنی های مختلف که شکل کلی را حفظ کرده و البته طعم دلنشینی را به جا بگذارد ، نوع چیدمان دکور ، چگونگی برخورد پرسنل و مواردی از این قبیل .

غذا خوردن و کشف کردن محیطهایی که با هنر جدید دست به ابتکار جدیدی می زنند ، جزو تفریحات نویسنده این وبلاگ می باشد . چون به نظر من غذا خوردن با بهترین کیفیت به همراه یک طعم جدید می تواند لذتی را در آدم بوجود آورد که همچون شخصیت راتاتول در انیمیشن موش سرآشپز ( که به قول بعضی از دوستان شخصیت موش رو از من کپی کردند ، البته این را گویم که آشپز خوبی نیستم اما با طعم ها واقعن زندگی می کنم ) که می گفت باید غذا رو حس کنی طعمهارو بفهمی نه اینکه فقط بخوری ، تا بیشتر لذت ببری .

واما داستان این پیشگفتار بلند :

دوهفته پیش بصورت گذری برای انجام کاری با یار همیشگی مان که سایه اش همیشه برقرار باد از سمت فلکه دوم صادقیه به سمت مترو در حرکت بودیم که تابلو دکتر پاستا را دیدیم ، و خوب همونطور که من و یار همیشگی غذاخوردن بخشی از تفریحمون هست به این غذاخوری رفتیم و سفارش غذا را دادیم از تابلوی روبه رو که بالای پیشخوان که با شیشه از محیط آشپزخانه جدا شده که شما می توانید مراحل پخت و پز غذایتان را ببینید ، که بصورت تخته سیاه که نام و مبلغ غذاها با رنگهای مختلف نوشته شده است  انتخاب کردیم و جایتان خالی پاستا گوشت سفارش دادیم و سوپ که در حین آماده شدن پاستا و البته میل کردن سوپ ، خانم خوش اخلاق که مسئول سفارشات بود ما را میهمان سالادسبزشان کرد که بایدبگویم طعم متفاوتی بود از سالادهای سبزی که خورده ام .

این هفته هم باز سری زدیم به دکتر پاستا و یکی دیگر از محصولاتشان را بهمراه سوپ میل کردیم و باز هم میهمان شدیم به پوره سیب زمینی با کلم بروکلی که بقدری خوشمزه بود که می ارزد یکبار تست کنید غذاهای اینجا را .

نمی خواستم کل این مطلب فقط تعریف و تمجید باشد اما نشد نقدی کنم چون بقدری نوع طبخ و مزه دلنشین است که چیزی بجز تعریف و تمجید نمی توان بر آن نهاد .

پاستا و سوپ در نگاه اول یک غذای معمولی و ساده به نظر می آید که خیلی راحت می توان درست کرد ، اما شما وقتی سوپ مخصوص دکتر پاستا را بخورید به حتم به این نتیجه می رسید که سوپ درست کردن هم جزو همان دسته از غذاهاییست که ساده نیست و چگونگی پخت در خوشمزه شدن و لذیذ بودن غذا نقش مهمی دارد که سرآشپز دکترپاستا از عهده این کار بر آمده و همچنین در مورد پاستا هم همینطور چون آخرین باری که پاستا خوردم فکر کنم در کافه هنرمندان واقع در پارک هنرمندان بود که سس تشکیل دهنده آن خیلی سرسری گرفته شده بود که معلوم بود فقط مواد را با هم قاطی کرده بودند و برای جذاب شدنش پنیر پیتزا پر کرده بودند حال انکه شاید پنیر در پیتزا خوشمزه به نظر بیاید اما در غذاهایی به مانند پاستا اینطور نیست .

بر همین اساس است که مسیر طولانی ای  من و یار همیشگیم طی می کنیم تا لذتی ببریم از طعم دلنشین غذایی که با ظرافت هنرمندانه سرآشپزی تهیه می شود که راز طبخش را می توانید خود از پشت شیشه ببینید و حتی اگر توضیحی هم خواستید برایتان بدهد .

امیدوارم همیشه مجموعه دکتر پاستا همینطور رو به رشد باشد .

آدرس دکتر پاستا :

 

فلکه دوم صادقیه – بلوار فردوس شرق – خیابان ولیعصر ( مترو )- کوچه ظرافتی شرقی – پلاک یک – تلفن 02144950160

دکترپاستا

/ 5 نظر / 6 بازدید
تبادل لینکwww.linc.ir

تبادل لینک هوشمند - با یک کلیک وبلاگتان را ثبت کرده و شاهد افزایش بازدیدکنندگان وبلاگتان باشید.

♥ ♥ ♥

امروز ﺍﺯ ﻣﺨﺎﺑﺮﺍﺕ ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻥ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮِ ﮐﻪ ﻧﻪ مخاطب پخاطب ﺩﺍﺭﯼ ﻧﻪ زﻧﮓ ﺧﻮﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﻧﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺑﯿﺎ ﺍﯾﻦ ﺧﻂ بیخودتو ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﮐﻦ ﯾﮑﯽ ﺑﺨﺮﻩ ﮐﻪ ﻣﺎﺍﻡ ﯾﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ای ببریم ﺩﺭﺳﺘﻪ جیﻠﯽ ﺑﺪ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﺯﺩ ﻭﻟﯽ ﯾﮑﻢ ﮐﻪ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺣﻖ ﺩﺍﺭﻩ بدبخت

هستی.

واقعا طعمهای بی نظیری رو درکنارت اونجا چشیدم که همیشه به یادم می مونه.برقرار باشه وهمینطور باکیفیت. خب دفعه بعدی کی بریم؟;-)

پرچین خاطره

خوبه، ما رو هم به هوس انداختین، حالا دستمون دوره چه کنیم؟ تکلیف ما چیه؟

زردالو

دلم تنگ شده واسه تهران :( شهری که اصلاً دوستش نداشتم [نیشخند]