طهرون - بندر ترکمن - گنبد

صبح – داخلی – رستوران :

جاده فیروزکوه

بعد از طی کردن مسافتی حول و حوش ساعت های 9 برای صرف صبحانه ایستادیم . در گروه مقابل هم یکی از همسفرای قدیم که در تور فیلبند با هم همسفر بودیم را ملاقات کردیم و بعد از خوش و بش کردن برای صرف صبحانه پشت میز قرار گرفتیم ، جایتان خالی املتی بر اساس منو سفارش دادیم و خوردیم و باز پا به جاده گذاشتیم .

هوا خوب ، روحیه شاد ، همسفرها هم در نگاه ابتدایی بچه های خوب به نظر می آمدند البته بیشتر نگاها در ورودی سرویس های بهداشتی بود .

صبح _ داخلی – وسیله نقلیه :

حالا همه همسفرها بیدار شده اند و گهگاهی افراد برای برانداز کردن محیط  و رصد کردن دیگر مسافران بجز صندلی آخر همه گهگاهی نگاهی به عقب می اندازند .

لیدر گروه حمزه به همراه کمکش حمید دوستانی هستند که این سفر را راهنمایی می کنند و بعد از چکیده کوتاه از سفر سه روزه ای که در پیش داریم ، از بچه ها می خواهد که برای معرفی خود به قسمت جلو وسیله رفته و خود را به دوستان معرفی کنند.

جایگاه ما یعنی من و همسفرم درست در خط میانی میدل باس قرار داشتیم و دوستان یکی یکی می آمدند و خود را معرفی می کردند . در همین حین جاده پیموده می شد و راه ما را به جلو می برد . نگاهای خریدارانه ما به جاده و محیط پیرامونش و تازگی فصل زیبای بهار که اردیبهشتش ماهیست از ماه هایی که تلاطم رنگارنگ زندگی بهمراه طبیعت زیبای آن که هرچه به جلو می رویم نقوش پررنگ هنر خداوندی را بیشتر حس می کنیم , در لابه لای حسار شیشه به ته طبیعت پرتاب می شود .

یکی یکی نفرات معرفی میشوند وبا دوستان جدید آشنا می شویم . شروع احوال پرسی ها با آهنگهای شادیست که از باند های ضبط پخش می شود و دست زدن و مراسم رقص ....

 نقشه طول مسیر

شوراب ، ورسک ، پل سفید ، شیرگاه ، در جاده 22 شمال شرق قرار می گیریم و از شهرهای  قائم شهر ، ساری ، بهشهر ،گلوگاه ، بندر گز ،تا رسیدیم به بندر ترکمن  ، شهری که بوی بهاریش به همراه آسمان ابریش و زنان و مردانی که در غالب لباس های محلی شان فضا را دلنشین تر برای دیدن می کرد جولان میدادند . بوی ساحل ، بوی دریایی که در هر کجا از ساحلش زندگی متفاوتی را رقم میزند . از شرق تا غربش را جستجو کنی عادات و  ایین هایی می بینی که برایت تازگی دارد .

ناهار را در یکی از رستورانهای بندر خوردیم جایتان خالی اما کاش رستورانی انتخاب میشد که غذای محلی داشته باشد وگرنه چلو مرغ و جوجه ، کباب ، ماهی در همه جا هست و می شود خورد .

بندر ترکمن

با ترکمن ها در طهران برخورد زیاد داشتم و به نوعی جزو آدمهایی از دید من بشمار می روند که کاری به کار شما ندارند و در کنارتان دوست صمیمی ای هستند اما خدا نکند پا بر رو دمشان بگذارید خب هر کسی هم باشد همینطور می شود . البته تا کنون من به بندر ترکمن نرفته بودم و بار یکمی هست که به اینجا آمده ام اما باز هم برایم جالب و دیدنی بودند این مردمان شهر .

بعد از صرف ناهار به سمت اسکله حرگت کردیم .اسکله ای که با قایق های موتوری مسافرین را در کمتر از چند دقیقه به جزیره آشوراده می برند .

اسکله بندر ترکمن و جزیره آشورا ده

گاهی در زمان بندی و همکاری نکردن همسفرها و همینطور راه دچار اشتباه میشدیم که همین باعث هدر رفتن وقت میشد .

به اسکله رسیدیم  و پنج  نفر پنج نفر بر قایقها سوار میشدیم و به سمت جزیره پیش می رفتیم .

بساط عکس گرفتن هم بی ردخور یکی از لذتهای سفر می باشد که این قائده هم از گروه ما جدا ناپذیر بود .عکسهای تکی عکسهای گروهی و عکسهای خاص که فقط طبیعت و مناظرر در آن نقش اصلی را بازی میکردند ، گرفته می شد و در قاب تصویر به ثبت می رسید .

به جزیره رسیدیم به پیاده روی و با توضیحات لیدر به پیش می رفتیم و هر لحظه این جریان اخیری که بین محیط زیست و کانون گردشگری اتفاق افتاده بود فکر می کردم و آرزو می کردم که محیط زیست برنده این کشمکش باشد تا پای تخریب به این جزیره زیبا که البته ما بخاطر برنامه ریزی لیدر ها و به حتم کم بودن وقت تا یک محدوده از جزیره پیش رفتیم که رسیدیم به محوطه تاریخی قلعه روس ها که قسمتهایی از آن به جا مانده بود .

جزیره آشوراده

قسمتهایی همچو جزیره آشوراده و مکانهای دیدنی و تاریخی و ... را در پسته ای مجزا به آن می پردازم و در این چند پست فقط به سیر سفر می پردازم .

بعد از بازدید  مسیر رفته را برگشتیم به اسکله و همسفرها به مدت یکساعت بصورت مجزا به بازدید از بازار اطراف اسکله پرداختند و اگر خریدی چیزی داشته باشند انجام دهند .

بعد از تمام شدن وقت سوار بر وسیله شدیم و بعد از عبور از شهرهای کردکوی ، گرگان ، بعداز آزادشهر در جاده83 و 18 شمال  قرار می گیریم تا برسیم به گنبد کاووس و یکی از برنامه های ما بازدید از برج معروف گنبد است که همچنان بلندبالا قامت برافراشته در طول تاریخ و جهانی را به تماشا واداشته است . رسیدن ما همزمان بود با تاریکی هوا و به حتم بسته بودن مجموعه تاریخی گنبد و آهی بر دل نهاد که نتوانیم از آن بازدید کنیم و بعد از بازدید از راه دور به سمت غرب حرکت کردیم تا برسیم به مینودشت که هتل رزرو شده در آنجا قرار داشت .

گنبد کابوس

 

شام شب ابتدایی بر عهده خودمان بود و جایتان خالی بعد از قرار گرفتن در اتاق و دوش گرفتن برای صرف شام به رستوران هتل امدیم خوردیم و رفتیم برای لالا تا برای صبح جمعه آماده شویم برای ادامه سفر و بازدیدها .

مینودشت

توضیح: دو عکسی که در دو نقشه بکار رفته است از عکس های همسفرانم جناب آقای جم و همینطور سمیرا می باشد .

/ 3 نظر / 34 بازدید
وحید53

چقدر خوب چه خوبه به جای اینکه تو خونه دعوا کنیم بریم یه حال و هوا تازه کنیم

نوید

بسیار عالی.همیشه به سفر

ننه صدرا

دیگه دارین مارکوپولو می شین! خب البته سفر باتور خیلی خوبه ولی نمی دونم چرا من ترجیح می دم تنهایی سفر برم . ترکمن ها شبیه به تاجیکها و افغان هستن .تو مشهد کم وبیش هستند میان زیارت ولی فکر کنم اکثرا سنی مذهب باشن!